سلام

روزی روزگاری بچگی چنار
کلا تو فاز عشق بودم (( از عشق گفتم یادش بخیر اولین عشقم .یه جوجه خریده بودم اسمشو ازیتا گذاشتم بعد بزرگ شد دیدم خروس..اصلا کمرم خم شد)) صبح اول صبحی با هدفون که اهنگ " شما خونتون مورچه داره "رفتم دستشویی.حالا من که نمیدونم چه صداهای تولید کردم ولی بابام منو به عنوان یه داعشی از مرز گذشته میدید بعد بابام میگه بیا از داداشت یاد بگیر.((بابام خطاب به داداشم وحید: ادیسون هم از اولش دانشمند که نبود ...اول برقکشی ساختمانو انجام میداد بعد برقکاری اتومبیلو بعد برقو کسف کرد الان داشت پیشنهاد برق کشی دستشویمونو میداد به داداشم )) به همین برکت تاثیراتشو من بعدظهر رو داداشم دیدم..گفتم داداشم وانتی هندونه به شرط چاقو اومده برو خوبشو بخر بیا..وانتی چاقو زده به هندونه و گفته این خوبه؟ داداشم میگه : اره این خوبه فقط از همین مدل یه سالمشو بده ..میگن همه از محلمون اثاث کشی کردن..جسد وانتی پیدا نشده ....کاری که داداشم کردا یه هیتلرش نتونست بکنه((این داستانو باید تو کتاب اجتماعی قسمت داستانهای خونواده هاشمی بنویسن..والا ما اخرش نفهمیدیم چجور به درک واصل شدن والا اونا سفر میرفتن کتکشو ما میخوردیم)).
برگردیم به صبح . خلاصه رفتیم پای صبحونه ..منم به مامانم با قسمتای مختلف بدنم اشاره میکنم.(( ناظم از ما نفری پنج تومن خواسته ))..اخر سر بابام گفت مثل ادم صبحونتو بخور منم به پشت سریم نگاه کردم گفتم شاید کسی اومده پای سفره...بعدش گفتم مامان من تو حیاط منتظرما..بعد دیدم یه بسته پول دست مامانمه، به من و داداشم نفری پنج تومن از پولو داد....از در پامونو نذاشته بودیم بیرون..بابام میگه برسونمتون.( یه پیکان مدل 65 داشت ..یه درشو میبستی سه درش باز میشد ..بعد با خط نستعلیق رو شیشه عقب نوشته بود من هر چی دارم از دعای خیر مادرم..یکی نیس بگه تو عاق مادرزادی خبر نداری) خلاصه تا اینو گفت یه نگاهی کردم که خودم به خودم گفتم فتبارک الله احسن الخالقین... ..رفتیم مدرسه پولومونو دادیم به ناظم..بعد ظهر اومدیم خونه ..بابام گفت سعید بیا این پیامکارو بخون دیدم دوتا پیامک از مدرسه اومده و نوشته شما به مبلغ دو تومن به مدرسه کمک کردین.یعنی خونوادگی راهزنیم .
تقدیم به دوستای خوب خودم که در هرشرایطی خوبن و میخندن
پاسخ
آوااااای بهار ٣١ ارديبهشت ٩۶
شما و کاربری به اسم ارفین قلم طنز خوبی دارید
سحر2222224 ٣٠ ارديبهشت ٩۶
بانوی دی ٢٩ ارديبهشت ٩۶
ناراحت شدن بی دلیل، یکی از نشانه های دوست داشتن زیاده....

 

سلام

قرار بود راهت را ادامه بدهیم ....ای شهید
مارا ببخش که املایمان قدری ضعیف است.
ما اکنون راحت ادامه میدهیم......


چت اورداپ


See martyrs. “People who do not have the right to choose his clothes ,shall select the President”.
پاسخ
yasi banoo ٣٠ ارديبهشت ٩۶
آوااااای بهار ٣٠ ارديبهشت ٩۶
اونا رفتن که ملت راحت باشن دیگه .رفتن که ملت اونطوری نباشن
اورداپ155 ٣٠ ارديبهشت ٩۶
روحشان شاد
ناراحت شدن بی دلیل، یکی از نشانه های دوست داشتن زیاده....

 


سلام
میکن عروسی یکی از بهترینای سایت
عروسی کسی که نه کامنتش تا حالا دل کسی رو شکونده نه پستاش
تبریک
تبریک به اقای محترمشون که همچین فرشته ی تو زندگیشون خواهند داشت


چت اورداپ


تبریک بانوی عزیز..شادیو برای زندگی مشترکون ارزومندم..از طرف همه دوستان اورداپی برای بانوی مهربون سایت
پاسخ
آپامه جان ٢٧ ارديبهشت ٩۶
تبریک
loyal hony ٢٧ ارديبهشت ٩۶
زن من بود حق من بود سهم من بود.... الهی فداش شم ک... امیدوارم ب پای هم پیر بشن و خوشبخت باشن... ایشاالله بعدیش خودت باشی شته زشتوک
یاس007 ١۵ ارديبهشت ٩۶
ناراحت شدن بی دلیل، یکی از نشانه های دوست داشتن زیاده....

 


چت اورداپ


بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن. بعد چشمشون به یه گردو می افته.......خم میشن تا گردو رو بردارن، یهو الماسه می افته رو شیب زمین، قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره....میدونی چی می مونه؟...
یه ادم دهن باز....
یه گردوی پوک...
. یه دنیا حسرت....
مواظب الماس های زندگیمون باشیم، شاید به دلیل اینکه صاحبش هستیم و بودنش برامون عادی شده ارزشش رو از یاد بردیم.....میدونی الماس های زندگی آدم چی میشه: پدر، مادر، همسر، فرزند، سلامتی، سرافرازی، خانواده، دوستای خوب، کار، عشق و ....هستند...!
پاسخ
دختر شوخ ٢٧ ارديبهشت ٩۶
الناز33 ٢۵ ارديبهشت ٩۶
ی پست داشتی ک خیلی دوسش داشتم.. برام خاطره بارزشی بود
پونه يه دونه ٢۵ ارديبهشت ٩۶
ناراحت شدن بی دلیل، یکی از نشانه های دوست داشتن زیاده....

 

سلام

از فواید تلگرام بگیم
یه باری تو گروه تلگرامی عضو شدم دختره نوشته آره من با رژ لبم چند نفرو تیکه پاره کردم منم گفت بیا برو باد بیاد..من خودم پیرشدم جوون بودم اوعجوبه ی وزنه برداری بودم..با همون سن کم و 20 کیلو وزنم، مخ دختر 110 کیلیویی زدم( تو ذهنم گفتم اره جون خودت چنار یادته اول دبستان که بودی زنگ تفریح که میشد از ترس اینکه اخر زنگ تفریح نتونی صفو پیدا کنی یکی از همکلاسیاتو نشون میکردی تا اخر زنگم تعقیبش میکردی که صفو پیدا کنی ..یعنی در این حد اسکول بودی چنار).هیچی کصافط انگاری ذهنمو خوند گفت برو اسکول مشنگ ..منم از اون روز دور عشق عاشقیو خط زدم
روز بهدش تو تل همینجوری ول میچرخیدم عکس یه دخترو دیدم با مایو ..خلاصه باهاش دوس شدمو اینا قرارم گذاشتم باهاش..منم گفتم با اون مایو حتما روشنفکره..رفتم سر قرار ..خواستم دس بدم باهاش...گفت: دستتو جمع کن ..گفتم: چرا؟ گفت: منم برا خودم اعتقاداتی دارم..منم خواستم بگم خلایق هر چه لایق ..یه نگاه به سر و وضع قیافه خودم کردم گفتم خود زنی انگاری و سکوت پیشه کردم ..خلاصه باهاش دوس شدم..بعد تو راه برگشت از سرقرار تو پوست خودم نمیگنجیدم . خواستم مثل دخترا همزمان دوتاکارو همزمان انجام بدم ..یعنی همزمان که داشتم به دختر مایو پوش اس میدادم همزمانم داشتم میرفتم زیر تریلی..هیچی خدا بیامرزه منو..الانم از پل صراط پست میدم با سند باد جونمم انگاری جنتی یه بار تو صحرای عربستان بهش گفته منتظرم بمون با هم بریم بهشت اینم اینجا خشگش زده....من و سند باد یهویی
تقدیم به بچه های غمگین اورداپ که یکم بخندن
پاسخ
پویا17 ٢۵ ارديبهشت ٩۶
خاطرات بچگی واقعا باحال بود
loyal hony ٢۵ ارديبهشت ٩۶
خخخ دیوونه
پارسا مشهد ٢۴ ارديبهشت ٩۶
انگاری جنتی یه بار تو صحرای عربستان بهش گفته منتظرم بمون با هم بریم بهشت اینم اینجا خشگش زده....من و سند باد یهویی
ناراحت شدن بی دلیل، یکی از نشانه های دوست داشتن زیاده....
صفحه بعد >>
♥وحید♥
♥وحید♥

آقا ♥وحید♥

اهل اردبیل است

تخصص او عمران است

متولد 17 فروردين

تاریخ 2 آذر 94 عضو چت اورداپ شده

عضویت چت روم اورداپ

ناراحت شدن بی دلیل، یکی از نشانه های دوست داشتن زیاده....

صفحات و تصاویر
www.ordup.com ordup.com شبکه اجتماعی
www.ordup.com www.ordup.com
www.ordup.com
عکس لختی
آخرین فعالیت اورداپی ها
دوستان